یه سری عکس
مامانم خیلی وقت بود میخواستم یه سری عکس از اصفهان رفتنم برات بزارم که وقت نمیکردم.
یادم نیس کی بود، چند ماه پیش 4، 5 روز رفتم پیش بابایی اصفهان. بابایی هم که دستش درد نکنه یه سوییت کامل از طرف دانشگاه گرفت و چند روزی رفتیم اونجا. بخاطر ارائه بابایی نشد اصفهان گردی کنیم. فقط یه بعد از ظهر با هم رفتیم زاینده رود و بعدشم یه شام بد مزه :)) که دست بابایی درد نکنه منو برد یه رستوران و غذایی بس بدمزه و گرون خوردیم. نمیدونم چم بود که اون روزا بیحال بودم و نتونستم از لحظه لحظه سفرم عکس بگیرم. اما یه چند تایی از زاینده رود گرفتم و میزارم.




اینم یه عکس از سوییتی که بابایی برامون گرفت.

اینم خوابگاهی که بابایی در طول ترم توش اتاق داره:

و در انتها یه عکس از سلفی که بابایی توش غذا میخوره. این چند روزی هم که من اونجا بودم بابایی غذای رزروی خوذش رو با یه غذای ازاد اضافه واسه من میگرفت و کلی خوش گذشت. بابایی مرسیییی :)

اینم یه عکس از غذاهای سلف، البته غذای سلفی که شیراز تو خوابگاه مامانی میدن. اونروز 3 تایی تو اتاق (مامانی و 2 تا از هم اتاقیاش) غذا سلف رزرو نداشتیم. خلاصه هر چی غذای اضافی تو یخچال بود جمع کردیم و یه سفره رنگین دانشجویی انداختیم و کلی خوش گذشت.




یه سری عکس
